غصــــــــــــــه !
نه فرم دارد ونه محتوا 
فقط گاهی شبیه یک دیو کوچک 
پرسه میزند 
د رجیبت 
در دنیایت 
ویا هرجایی که :
یک نون چسبان بر روی هر فعلی آهنگ ناسازگاری نواخته باشد 
و نیز گاهی دلت را اشغال میکند 
در یک جنگ خانگی کوچک 
اما 
غصه ...........
بعضی وقتها 
در لباسی ناشناس کز میکند کنج گلویت 
هی "پژاره میکند" در لباس فرشتگان 
"بغض "!
خدایگان کهنه ی باران 
دستی ! دستوری!ایه ای !
بنویس!
من غصه دارم 
بنویس درگلوی من هزار سال دردو رعد انباشته است 
بغض ! 
خدایگان کهنه ی باران 
.