آسمان را باز کن باید تماشایت کنم

من شراب کهنه ام بگذار شیدایت کنم

یک جهان آوارگی جاری است در دنیای من

تا جهانم را کمی نزدیک دنیایت کنم

خشت خشت شهر شد بالین شبگردی من

تا دلم را غرق در اعماق رویایت کنم

چشمه افسانه های باستان اسطوره آب حیات

من غریق آتشم بگذار پیدایت کنم

کهکشان راه بی تابی است چشمانت مگر

من چگونه در شب بی تابیم جایت کنم

هی غزال وحشی دشت گلاب و گل بمان

صید آتش پای من باید مداوایت کنم

راز تکوین جهان ،تصویر زیبای خدا

حرف  راز آلوده صبح ازل،سخت است معنایت کنم