هی نازنین چشمت سیاه و ابروانت
طرح بهشتی هست در خط لبانت
صدها دعای وصل دارد چشمهایت
بوی خدا دارد مفاتیح الجنانت ..
شکر خدا بیرون شدم از باغ فردوس
من دلخوشم در لابه لای بازوانت
صد شیر بالا گیر بیشه زخم برداشت
در جنگ با ناز ظریف اهوانت ..........
اینبار هم سقراط رادیوانه کردی ....
با طعم شیرین و عجیب شوکرانت
رودم . خروشانم بیا دریای ارام
ارام کن درد مرا در بیکرانت
                   *****
آغوش من خالی ترین بام جهان است
آه ای کبوتر یاد کن از اشیانت