خدایگان باران

غصــــــــــــــه !
نه فرم دارد ونه محتوا 
فقط گاهی شبیه یک دیو کوچک 
پرسه میزند 
د رجیبت 
در دنیایت 
ویا هرجایی که :
یک نون چسبان بر روی هر فعلی آهنگ ناسازگاری نواخته باشد 
و نیز گاهی دلت را اشغال میکند 
در یک جنگ خانگی کوچک 
اما 
غصه ...........
بعضی وقتها 
در لباسی ناشناس کز میکند کنج گلویت 
هی "پژاره میکند" در لباس فرشتگان 
"بغض "!
خدایگان کهنه ی باران 
دستی ! دستوری!ایه ای !
بنویس!
من غصه دارم 
بنویس درگلوی من هزار سال دردو رعد انباشته است 
بغض ! 
خدایگان کهنه ی باران 
.

/ 1 نظر / 33 بازدید
زهرا

به دلم نشست و پا به پای کلماتت اشگ ریختم چون امروز لبریز غصه ام بنویس :من غصه دارم بنویس در گلوی من هزار سال درد و رعد انباشنه است بغض..........در پناه خدا باشی